شمارهٔ ۱۰۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای خسروی که درگه قدر تو را سپهر
۲
تا روز حشر مقصد اهل زمانه کرد
۳
غوغای فتنه دست به جایی که بر گشاد
۴
حزم تو دفع آن به سر تازیانه کرد
۵
پرواز کرد گرد جهان طایر جلال
۶
تا در پناه دولت تو آشیانه کرد
۷
در خون بدسگال تو حزم بهانه جوی
۸
هر قصد بد که آن بتوان بی بهانه کرد
۹
چون طاق کبریای تو اقبال برکشید
۱۰
از طاق آسمانش قضا آستانه کرد