ظهیر فاریابی · غزلیات

شمارهٔ ۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز من چندانک می خواهی وفا هست
۲
از این معنی بگو یک جو تو را هست؟
۳
چه گویم وای دل گویی که جان کن
۴
کنون هم از تو پرسم این وفا هست؟
۵
سلامم را جوابی نیست از تو
۶
بگو در هیچ مذهب این روا هست؟
۷
به غم گفتی برو خون کن دلش را
۸
ز غم واپرس تا خود دل به جا هست؟
۹
چو گویم وصل،گویی وقت آن نیست
۱۰
به غم قانع شدم اینت رضا هست؟
۱۱
گر از غم بر درت جان داد سهل ست
۱۲
چو من در شهر عشقت صد گدا هست؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.