بخش ۴۰ - خلوت آباد حکیم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا هر چه با خویشتن بودمی
۲
نه در مجلس انجمن بودمی
۳
به اوقات بودی ز ماءالعنب
۴
دو شیشه سه من راتبِ روز و شب
۵
درِ خلوت آباد در بستمی
۶
به کنج خود آسوده بنشستمی
۷
به هر موسمی خانهای داشتم
۸
حکیمانه پیمانهای داشتم
۹
به دفع ملالت به رفع حجاب
۱۰
روان کردنی کاسهی پر شراب
۱۱
فرو دادمی کاسه سرسیاه
۱۲
به میعاد عادت به رسم و به راه
۱۳
درِ اشتها چون شدی باز، باز
۱۴
سبک کردمی لقمهای چند گاز
۱۵
به هر وقت میبود نفسِ حقیر
۱۶
ز اندک غذا ریزهای ناگزیر