عبدالقادر گیلانی · غزلیات

شمارهٔ ۱ - روزگار دل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در غم عشق تو زان بگذشت کاردل مرا
۲
کز وفایت کم شود یک لحظه باردل مرا
۳
فارغم از گشت گلشن کزغم تو هرزمان
۴
بشکفد صد گونه گل از خارخار دل مرا
۵
بردلم باری حوالت کن غم اندوه خود
۶
چون توان کردن که کردی غمگساردل مرا
۷
ماهی ای کو برکنار افتدز دریا چون بود
۸
همچنان باشد بلا دور ازکنار دل مرا
۹
آنکه روزم شدسیه باشد زبی صبری دل
۱۰
چون تو بودی و فراق یار کار دل مرا
۱۱
باز آمد روز هجران ناله کن باری زدل
۱۲
تیره تر بادا ز روزم روزگار دل مرا
۱۳
چند چون محیی کشد دل در ره تو انتظار
۱۴
سوخت همچون سایه بر ره انتظار دل مرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.