عبدالقادر گیلانی · غزلیات

شمارهٔ ۱۲ - شب وصل حبیب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن که آتش افکند درخلق جانان من است
۲
وانکه می سوزد از آن رویش همین جان من است
۳
تا شدم دیوانه پیشم قصر شه ویرانه است
۴
کآسمان فیروزه ای ازطاق ایوان من است
۵
عشق ورزیدم نهان ای وای بر من کین زمان
۶
نقل هرمجلس حدیث عشق پنهان من است
۷
گرفلک خواهد که سازد خانه مردم خراب
۸
گو مکش زحمت که کار چشم گریان من است
۹
آنچه در دم بگذرد باشد شبی وصل حبیب
۱۰
وآنچه را پایان نباشد روز هجران من است
۱۱
مرد محیی و سیه پوشید بهر ماتمش
۱۲
هرکجا ورقی بود ز اوراق دیوان من است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.