شمارهٔ ۴۸ - شرح عاشقی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به غیر از سایه در کویت کسی محرم نمی یابم
۲
کنون روزم سیه شد آنچنان کان هم نمی یابم
۳
چو مجنون آهوی صحرا از آن رو دوست میدارم
۴
که بوی مردمی از مردم عالم نمی یابم
۵
برو این ماتم و شیون بر ارباب عشرت کن
۶
که غیر از لذّت و شادی من از ماتم نمی یابم
۷
مگرآن مایه شادی بود غمگین که بی موجب
۸
دل شوریده خود را دگر خرّم نمی یابم
۹
مرا حدّ شکایت نیست لیکن اینقدر گویم
۱۰
که از تو حالتی می دیدم و ایندم نمی یابم
۱۱
ندانم عشق من گمگشته شدیا بی خودی افزون
۱۲
که آن خوشبختی اوّل ز درد و غم نمی یابم
۱۳
منم عاشق مرا دل ریش باید نیش نی مرهم
۱۴
که ذوقی کز جراحت بینم از مرهم نمی یابم
۱۵
مگردر عاشقی محیی کم از فرهاد و مجنون است
۱۶
اگر زیشان نباشد بیش باری کم نمی یابم