عبدالقادر گیلانی · غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
۲
وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم
۳
کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشمم
۴
چوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم
۵
نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگه
۶
همان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم
۷
چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارم
۸
که با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم
۹
ز رَشکِ آنکه خواندی ازسگانِ کوی خود محیی
۱۰
همه کس سنگ کین بر کف پی آزار او بینم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.