شمارهٔ ۶۸ - گرتو طلبی داری
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گرتو طلبی داری ، بیداری شبها کو
۲
با ذکر خدا بودن در خلوت تنها کو
۳
آن دوست ، زِ هر ذرّه، خود را به شما بنمود
۴
در مشرق و در مغرب، یک دیده بینا کو
۵
هرچیز کزو جُستی ، بهر تو مهیا کرد
۶
تو هیچ نمی گوئی کان خالق اشیاء کو
۷
بسیار گنه کردی از حق تو نترسیدی
۸
از ترس عذاب حق ، نالیدن شبها کو
۹
چون گوئی تو یا الله ، گوئیم به تو لبّیک
۱۰
این بنده نوازیها ، جز حضرت ما را کو
۱۱
برخود نکنی رحم و من بر تو کنم رحمت
۱۲
دستگیر گنه کاران غیر از کرم ما کو
۱۳
بیننده و شنونده ،جز من کس دیگر نِه
۱۴
بی سمع و بصر چون من ،بیننده شِنوا کو
۱۵
من اوّل و من آخر ،من ظاهر و من باطن
۱۶
جمله منم و جز من، یکذرّه تو بنما کو
۱۷
از غایت پیدائی پنهان بُوَم این دانم
۱۸
پیدای چنان پنهان ، می گو که تو آیه کو
۱۹
ذات و صفت اسمم چون خلق به ظاهر کرد
۲۰
هرآن تو بدان بنگر ،کان مُظهِر اشیا کو
۲۱
ای دوست ، محیی الدّین ، می گفت که ای عاشق
۲۲
گر تو طلبی داری ، بیداری شبها کو