زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
الغیاث از هم‌نشینان خیال‌آمیزی من
۲
شادی رویِ سحرخیزان شب‌خون‌ریزِ من
۳
بی‌ دل‌آرامی که هر دم بر کفم جا می‌نهد
۴
بیش آرامی نگیرد طبعِ شورانگیزِ من
۵
جان‌ِ شیرین بر دهان می‌آیدم فرهادوار
۶
مالک‌ِ موت است اگر باورکنی پرویزِ من
۷
هم چو شیرین در هوای خسرو از بس اشتیاق
۸
بر براق آسمان دارد سبق شبدیزِ من
۹
چون همه اسبابِ عیش و کام‌رانی در وی است
۱۰
گوشۀ باغ گریزآباد بس تبریزِ من
۱۱
کس نمی‌داند نزاری از کجا افتاده است
۱۲
شور در عالم ز نوکِ خامۀ سرتیزِ من
۱۳
در عذاب‌ِ دوزخم بی‌دوست می‌دانم که نیست
۱۴
جز شبِ هجران به نسبت روزِ رستاخیرِ من
۱۵
داد خواهم خواست از بی‌دادِ خوبان روزِ حشر
۱۶
در قیامت دامنِ یارست دست‌آویزِ من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.