زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جانِ من و عقلِ من و هوشِ من
۲
هر سه به یک ره شده فرتوشِ من
۳
صاعقۀ عشق درآمد بسوخت
۴
خوابِ من وخوردِ من و توشِ من
۵
بر رهِ امید و ندای نجات
۶
چند بود چشمِ من و گوشِ من
۷
ساقیِ خم خانۀ وحدت کجاست
۸
تا بنهد بر کفِ من نوشِ من
۹
تا نکند دوست نظر ضایع است
۱۰
سعیِ من و جهدِ من و کوشِ من
۱۱
آه که نتوان به کسی باز گفت
۱۲
زآن که ببرده‌است زمن هوشِ من
۱۳
سروِ روانی که نگنجد ز قدر
۱۴
در همه عالم نه در آغوشِ من
۱۵
قدرِ من امروز چه دانی که قدر
۱۶
باز ندانی ز شبِ دوشِ من
۱۷
عیبِ نزاری چه کنی کاین عَلَم
۱۸
عشق ز مبداء زده بر دوشِ من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.