متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیا و دیده ی پر خون ما بین
۲
نظر گاه دل مجنون ما بین
۳
هنوز از ساحل دریای دردی
۴
درون آی و دل پرخون ما بین
۵
گرت از صبغت الله رنگ باید
۶
درآی از دیر و بوقلمون ما بین
۷
عجایب دیده ای بسیار ازین پیش
۸
بیا و صنعت اکنون ما بین
۹
فلک را با بزرگی و بلندی
۱۰
به چشم معرفت ما دون ما بین
۱۱
چه می دانی تو رمز آفرینش
۱۲
بیا و سر کاف و نون ما بین
۱۳
دو عالم مست ازین یک ذره عشق اند
۱۴
مجال عشق روز افزون ما بین
۱۵
مسیح از یک نفس چندان شرف یافت
۱۶
کمال قدرت افسون ما بین
۱۷
برون از منزل چون و چرا شو
۱۸
چو رفتی وحدت بی چون ما بین
۱۹
نزاری گفتمت با خویش منگر
۲۰
که می گوید کسی بیرون ما بین
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.