شمارهٔ ۱۰۵۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا که جانِ منی جانِ من بیا بمرو
۲
مکن به کامِ رقیبان مکن مرا بمرو
۳
اگر رضایِ تو در کشتنِ من است بکش
۴
رضا رضایِ تو دارم بدین رضا بمرو
۵
به هر قفا که دهی شاکرم هلا باز آی
۶
به هر جفا که کنی راضی ام بیا بمرو
۷
به سوزِ سینه ی من مبتلا شوی بنشین
۸
روا مدار بترس آخر از خدا بمرو
۹
اگر به مصلحت از دستِ من بخواهی رفت
۱۰
به رغمِ مدّعیان از سرِ وفا بمرو
۱۱
هر آن جفا که ز بیگانه می رود بر من
۱۲
رواست گو ز دلم داغِ آشنا بمرو
۱۳
گر از سرِ تو برفت آن که دست گیرت بود
۱۴
تو باری از سرِ پیمان نزاریا بمرو
