متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا شود از پیش ماه پرده برانداخته
۲
خیز به یک چاره کن چار ه ی ما ساخته
۳
کیست که با ما قدم پیش نهد در سلوک
۴
دنیی و دین مردوار هر دو برانداخته
۵
گردِ جهان در نگر تا به تولّای دوست
۶
بر همه عالم علم کیست برافراخته
۷
گر بنسازد رقیب ور بنوازد جبیب
۸
هر دو برِ ما یکی سوخته و ساخته
۹
راست بگویم منم در طلب نقدِ وقت
۱۰
خرمن هر قوم را بیخته و یاخته
۱۱
یک جهت و یک صفت گرچه نی ام مردوار
۱۲
در قدمِ دوستان هر دو جهان باخته
۱۳
بس بود ار باشدم حّدِ طفیلِ سلوک
۱۴
تا نشود کی شوم پخته و پرداخته
۱۵
لشکرِ سودایِ دوست بُنگهِ من چول کرد
۱۶
بس که شبیخونِ عشق بر سر من تاخته
۱۷
هست در امکانِ عقل از پیِ صید ای عجب
۱۸
بازی با زان نگر فاخته با فاخته
۱۹
هم چو نزاری کند بنگهِ باطل خراب
۲۰
هر که مُحق را به حق دیده و بشناخته
۲۱
هم تو حجابِ خودی بیش نزاری مباش
۲۲
تا شود از پیشِ ما پرده برانداخته
۲۳
این همه تعویق چیست عذر منه ساقیا
۲۴
خیز به یک چاره کن چارۀ ما ساخته
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.