متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
حکیم نزاری · غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده
۲
پای تا سر همچو زلفت بند در بند آمده
۳
بیش تر فریاد رس جانا که از بس اشتیاق
۴
کار من در یک نفس با قطع و پیوند آمده
۵
بیش ازین طاقت ندارم در فراق روی تو
۶
یعلم الله نیز اگر حاجت به سوگند آمده
۷
روزگاری دیر باید تا توانم باز گفت
۸
آنچه بر من بنده زاندوه خداوند آمده
۹
هر نفس جانم رسد از آرزومندی به لب
۱۰
تا نپنداری نزاری از تو خرسند آمده
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.