Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرد گفتش کای امیرالمؤمنین
۲
جان ز بالا چون در آمد در زمین
۳
مرغ بی‌اندازه چون شد در قفس
۴
گفت حق بر جان فسون خواند و قصص
۵
بر عدمها کان ندارد چشم و گوش
۶
چون فسون خواند همی آید به جوش
۷
از فسون او عدمها زود زود
۸
خوش معلق می‌زند سوی وجود
۹
باز بر موجود افسونی چو خواند
۱۰
زو دو اسپه در عدم موجود راند
۱۱
گفت در گوش گل و خندانش کرد
۱۲
گفت با سنگ و عقیق کانش کرد
۱۳
گفت با جسم آیتی تا جان شد او
۱۴
گفت با خورشید تا رخشان شد او
۱۵
باز در گوشش دمد نکتهٔ مخوف
۱۶
در رخ خورشید افتد صد کسوف
۱۷
تا به گوش ابر آن گویا چه خواند
۱۸
کو چو مشک از دیدهٔ خود اشک راند
۱۹
تا به گوش خاک حق چه خوانده است
۲۰
کو مراقب گشت و خامش مانده است
۲۱
در تردد هر که او آشفته است
۲۲
حق به گوش او معما گفته است
۲۳
تا کند محبوسش اندر دو گمان
۲۴
آن کنم آن گفت یا خود ضد آن
۲۵
هم ز حق ترجیح یابد یک طرف
۲۶
زان دو یک را برگزیند زان کنف
۲۷
گر نخواهی در تردد هوش جان
۲۸
کم فشار این پنبه اندر گوش جان
۲۹
تا کنی فهم آن معماهاش را
۳۰
تا کنی ادراک رمز و فاش را
۳۱
پس محل وحی گردد گوش جان
۳۲
وحی چه بود گفتنی از حس نهان
۳۳
گوش جان و چشم جان جز این حس است
۳۴
گوش عقل و گوش ظن زین مفلس است
۳۵
لفظ جبرم عشق را بی‌صبر کرد
۳۶
وانک عاشق نیست حبس جبر کرد
۳۷
این معیت با حقست و جبر نیست
۳۸
این تجلی مه است این ابر نیست
۳۹
ور بود این جبر جبر عامه نیست
۴۰
جبر آن امارهٔ خودکامه نیست
۴۱
جبر را ایشان شناسند ای پسر
۴۲
که خدا بگشادشان در دل بصر
۴۳
غیب و آینده بریشان گشت فاش
۴۴
ذکر ماضی پیش ایشان گشت لاش
۴۵
اختیار و جبر ایشان دیگرست
۴۶
قطره‌ها اندر صدفها گوهرست
۴۷
هست بیرون قطرهٔ خرد و بزرگ
۴۸
در صدف آن در خردست و سترگ
۴۹
طبع ناف آهوست آن قوم را
۵۰
از برون خون و درونشان مشکها
۵۱
تو مگو کین مایه بیرون خون بود
۵۲
چون رود در ناف مشکی چون شود
۵۳
تو مگو کین مس برون بد محتقر
۵۴
در دل اکسیر چون گیرد گهر
۵۵
اختیار و جبر در تو بد خیال
۵۶
چون دریشان رفت شد نور جلال
۵۷
نان چو در سفره‌ست باشد آن جماد
۵۸
در تن مردم شود او روح شاد
۵۹
در دل سفره نگردد مستحیل
۶۰
مستحیلش جان کند از سلسبیل
۶۱
قوت جانست این ای راست‌خوان
۶۲
تا چه باشد قوت آن جان جان
۶۳
گوشت پارهٔ آدمی با عقل و جان
۶۴
می‌شکافد کوه را با بحر و کان
۶۵
زور جان کوه کن شق حجر
۶۶
زور جان جان در انشق القمر
۶۷
گر گشاید دل سر انبان راز
۶۸
جان به سوی عرش سازد ترک‌تاز

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira