Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر بایام عمر رضی الله عنه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آتشی افتاد در عهد عمر
۲
همچو چوب خشک می‌خورد او حجر
۳
در فتاد اندر بنا و خانه‌ها
۴
تا زد اندر پر مرغ و لانه‌ها
۵
نیم شهر از شعله‌ها آتش گرفت
۶
آب می‌ترسید از آن و می‌شکفت
۷
مشکهای آب و سرکه می‌زدند
۸
بر سر آتش کسان هوشمند
۹
آتش از استیزه افزون می‌شدی
۱۰
می‌رسید او را مدد از بی حدی
۱۱
خلق آمد جانب عمر شتاب
۱۲
کآتش ما می‌نمیرد هیچ از آب
۱۳
گفت آن آتش ز آیات خداست
۱۴
شعله‌ای از آتش بخل شماست
۱۵
آب و سرکه چیست نان قسمت کنید
۱۶
بخل بگذارید اگر آل منید
۱۷
خلق گفتندش که در بگشوده‌ایم
۱۸
ما سخی و اهل فتوت بوده‌ایم
۱۹
گفت نان در رسم و عادت داده‌اید
۲۰
دست از بهر خدا نگشاده‌اید
۲۱
بهر فخر و بهر بوش و بهر ناز
۲۲
نه از برای ترس و تقوی و نیاز
۲۳
مال تخمست و بهر شوره منه
۲۴
تیغ را در دست هر ره‌زن مده
۲۵
اهل دین را باز دان از اهل کین
۲۶
همنشین حق بجو با او نشین
۲۷
هر کسی بر قوم خود ایثار کرد
۲۸
کاغه پندارد که او خود کار کرد

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira