بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز آمد کای علی زودم بکش
۲
تا نبینم آن دم و وقت ترش
۳
من حلالت میکنم خونم بریز
۴
تا نبیند چشم من آن رستخیز
۵
گفتم ار هر ذرهای خونی شود
۶
خنجر اندر کف به قصد تو رود
۷
یک سر مو از تو نتواند برید
۸
چون قلم بر تو چنان خطی کشید
۹
لیک بی غم شو شفیع تو منم
۱۰
خواجهٔ روحم نه مملوک تنم
۱۱
پیش من این تن ندارد قیمتی
۱۲
بی تن خویشم فتی ابن الفتی
۱۳
خنجر و شمشیر شد ریحان من
۱۴
مرگ من شد بزم و نرگسدان من
۱۵
آنک او تن را بدین سان پی کند
۱۶
حرص میری و خلافت کی کند
۱۷
زان به ظاهر کو شد اندر جاه و حکم
۱۸
تا امیران را نماید راه و حکم
۱۹
تا امیری را دهد جانی دگر
۲۰
تا دهد نخل خلافت را ثمر