Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن یکی می‌گفت خواهم عاقلی
۲
مشورت آرم بدو در مشکلی
۳
آن یکی گفتش که اندر شهر ما
۴
نیست عاقل جز که آن مجنون‌نما
۵
بر نیی گشته سواره نک فلان
۶
می‌دواند در میان کودکان
۷
صاحب رایست و آتش‌پاره‌ای
۸
آسمان قدرست و اخترباره‌ای
۹
فر او کروبیان را جان شدست
۱۰
او درین دیوانگی پنهان شدست
۱۱
لیک هر دیوانه را جان نشمری
۱۲
سر منه گوساله را چون سامری
۱۳
چون ولیی آشکارا با تو گفت
۱۴
صد هزاران غیب و اسرار نهفت
۱۵
مر ترا آن فهم و آن دانش نبود
۱۶
وا ندانستی تو سرگین را ز عود
۱۷
از جنون خود را ولی چون پرده ساخت
۱۸
مر ورا ای کور کی خواهی شناخت
۱۹
گر ترا بازست آن دیدهٔ یقین
۲۰
زیر هر سنگی یکی سرهنگ بین
۲۱
پیش آن چشمی که باز و رهبرست
۲۲
هر گلیمی را کلیمی در برست
۲۳
مر ولی را هم ولی شهره کند
۲۴
هر که را او خواست با بهره کند
۲۵
کس نداند از خرد او را شناخت
۲۶
چونک او مر خویش را دیوانه ساخت
۲۷
چون بدزدد دزد بینایی ز کور
۲۸
هیچ یابد دزد را او در عبور
۲۹
کور نشناسد که دزد او که بود
۳۰
گرچه خود بر وی زند دزد عنود
۳۱
چون گزد سگ کور صاحب‌ژنده را
۳۲
کی شناسد آن سگ درنده را

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira