Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن غزان ترک خون‌ریز آمدند
۲
بهر یغما بر دهی ناگه زدند
۳
دو کس از اعیان آن ده یافتند
۴
در هلاک آن یکی بشتافتند
۵
دست بستندش که قربانش کنند
۶
گفت ای شاهان و ارکان بلند
۷
در چه مرگم چرا می‌افکنید
۸
از چه آخر تشنهٔ خون منید
۹
چیست حکمت چه غرض در کشتنم
۱۰
چون چنین درویشم و عریان‌تنم
۱۱
گفت تا هیبت برین یارت زند
۱۲
تا بترسد او و زر پیدا کند
۱۳
گفت آخر او ز من مسکین‌ترست
۱۴
گفت قاصد کرده است او را زرست
۱۵
گفت چون وهمست ما هر دو یکیم
۱۶
در مقام احتمال و در شکیم
۱۷
خود ورا بکشید اول ای شهان
۱۸
تا بترسم من دهم زر را نشان
۱۹
پس کرمهای الهی بین که ما
۲۰
آمدیم آخر زمان در انتها
۲۱
آخرین قرنها پیش از قرون
۲۲
در حدیثست آخرون السابقون
۲۳
تا هلاک قوم نوح و قوم هود
۲۴
عارض رحمت بجان ما نمود
۲۵
کشت ایشان را که ما ترسیم ازو
۲۶
ور خود این بر عکس کردی وای تو

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira