Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
و آن شغال رنگ‌رنگ آمد نهفت
۲
بر بناگوش ملامت‌گر بکفت
۳
بنگر آخر در من و در رنگ من
۴
یک صنم چون من ندارد خود شمن
۵
چون گلستان گشته‌ام صد رنگ و خوش
۶
مر مرا سجده کن از من سر مکش
۷
کر و فر و آب و تاب و رنگ بین
۸
فخر دنیا خوان مرا و رکن دین
۹
مظهر لطف خدایی گشته‌ام
۱۰
لوح شرح کبریایی گشته‌ام
۱۱
ای شغالان هین مخوانیدم شغال
۱۲
کی شغالی را بود چندین جمال
۱۳
آن شغالان آمدند آنجا بجمع
۱۴
همچو پروانه به گرداگرد شمع
۱۵
پس چه خوانیمت بگو ای جوهری
۱۶
گفت طاوس نر چون مشتری
۱۷
پس بگفتندش که طاوسان جان
۱۸
جلوه‌ها دارند اندر گلستان
۱۹
تو چنان جلوه کنی گفتا که نی
۲۰
بادیه نارفته چون کوبم منی
۲۱
بانگ طاووسان کنی گفتا که لا
۲۲
پس نه‌ای طاووس خواجه بوالعلا
۲۳
خلعت طاووس آید ز آسمان
۲۴
کی رسی از رنگ و دعویها بدان

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: شمع; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira