Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
وا مگردان هیچ ازینها دم مزن
۲
تا نیاید بر من و تو صد حزن
۳
عاقبت پیدا شود آثار این
۴
چون علامتها رسید ای نازنین
۵
در زمان از سوی میدان نعره‌ها
۶
می‌رسید از خلق و پر می‌شد هوا
۷
شاه از آن هیبت برون جست آن زمان
۸
پابرهنه کین چه غلغلهاست هان
۹
از سوی میدان چه بانگست و غریو
۱۰
کز نهیبش می‌رمد جنی و دیو
۱۱
گفت عمران شاه ما را عمر باد
۱۲
قوم اسرائیلیانند از تو شاد
۱۳
از عطای شاه شادی می‌کنند
۱۴
رقص می‌آرند و کفها می‌زنند
۱۵
گفت باشد کین بود اما ولیک
۱۶
وهم و اندیشه مرا پر کرد نیک

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira