بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آنچنانک ناگهان شیری رسید
۲
مرد را بربود و در بیشه کشید
۳
او چه اندیشد در آن بردن ببین
۴
تو همان اندیش ای استاد دین
۵
میکشد شیر قضا در بیشهها
۶
جان ما مشغول کار و پیشهها
۷
آنچنانک از فقر میترسند خلق
۸
زیر آب شور رفته تا به حلق
۹
گر بترسندی از آن فقرآفرین
۱۰
گنجهاشان کشف گشتی در زمین
۱۱
جملهشان از خوف غم در عین غم
۱۲
در پی هستی فتاده در عدم