Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۱۲ - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفت ای یاران زمان آن رسید
۲
کان سر مکتوم او گردد پدید
۳
جمله برخیزید تا بیرون رویم
۴
تا بر آن سر نهان واقف شویم
۵
در فلان صحرا درختی هست زفت
۶
شاخهااش انبه و بسیار و چفت
۷
سخت راسخ خیمه‌گاه و میخ او
۸
بوی خون می‌آیدم از بیخ او
۹
خون شدست اندر بن آن خوش درخت
۱۰
خواجه راکشتست این منحوس‌بخت
۱۱
تا کنون حلم خدا پوشید آن
۱۲
آخر از ناشکری آن قلتبان
۱۳
که عیال خواجه را روزی ندید
۱۴
نه بنوروز و نه موسمهای عید
۱۵
بی‌نوایان را به یک لقمه نجست
۱۶
یاد ناورد او ز حقهای نخست
۱۷
تا کنون از بهر یک گاو این لعین
۱۸
می‌زند فرزند او را در زمین
۱۹
او بخود برداشت پرده از گناه
۲۰
ورنه می‌پوشید جرمش را اله
۲۱
کافر و فاسق درین دور گزند
۲۲
پرده خود را بخود بر می‌درند
۲۳
ظلم مستورست در اسرار جان
۲۴
می‌نهد ظالم بپیش مردمان
۲۵
که ببینیدم که دارم شاخها
۲۶
گاو دوزخ را ببینید از ملا

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira