زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چند چند آخر دروغ و مکر تو
۲
خود نپرد جز دروغ از وکر تو
۳
گفت حاشا از من و از جنس من
۴
که بگردیم از دروغی ممتحن
۵
ما خروسان چون مؤذن راست‌گوی
۶
هم رقیب آفتاب و وقت‌جوی
۷
پاسبان آفتابیم از درون
۸
گر کنی بالای ما طشتی نگون
۹
پاسبان آفتابند اولیا
۱۰
در بشر واقف ز اسرار خدا
۱۱
اصل ما را حق پی بانگ نماز
۱۲
داد هدیه آدمی را در جهاز
۱۳
گر بناهنگام سهوی‌مان رود
۱۴
در اذان آن مقتل ما می‌شود
۱۵
گفت ناهنگام حی عل فلاح
۱۶
خون ما را می‌کند خوار و مباح
۱۷
آنک معصوم آمد و پاک از غلط
۱۸
آن خروس جان وحی آمد فقط
۱۹
آن غلامش مرد پیش مشتری
۲۰
شد زیان مشتری آن یکسری
۲۱
او گریزانید مالش را ولیک
۲۲
خون خود را ریخت اندر یاب نیک
۲۳
یک زیان دفع زیانها می‌شدی
۲۴
جسم و مال ماست جانها را فدا
۲۵
پیش شاهان در سیاست‌گستری
۲۶
می‌دهی تو مال و سر را می‌خری
۲۷
اعجمی چون گشته‌ای اندر قضا
۲۸
می‌گریزانی ز داور مال را

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira