زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا یکی مهمان در آمد وقت شب
۲
کو شنیده بود آن صیت عجب
۳
از برای آزمون می‌آزمود
۴
زانک بس مردانه و جان سیر بود
۵
گفت کم گیرم سر و اشکمبه‌ای
۶
رفته گیر از گنج جان یک حبه‌ای
۷
صورت تن گو برو من کیستم
۸
نقش کم ناید چو من باقیستم
۹
چون نفخت بودم از لطف خدا
۱۰
نفخ حق باشم ز نای تن جدا
۱۱
تا نیفتد بانگ نفخش این طرف
۱۲
تا رهد آن گوهر از تنگین صدف
۱۳
چون تمنوا موت گفت ای صادقین
۱۴
صادقم جان را برافشانم برین

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.