زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن غریب شهر سربالا طلب
۲
گفت می‌خسپم درین مسجد بشب
۳
مسجدا گر کربلای من شوی
۴
کعبهٔ حاجت‌روای من شوی
۵
هین مرا بگذار ای بگزیده دار
۶
تا رسن‌بازی کنم منصوروار
۷
گر شدیت اندر نصیحت جبرئیل
۸
می‌نخواهد غوث در آتش خلیل
۹
جبرئیلا رو که من افروخته
۱۰
بهترم چون عود و عنبر سوخته
۱۱
جبرئیلا گر چه یاری می‌کنی
۱۲
چون برادر پاس داری می‌کنی
۱۳
ای برادر من بر آذر چابکم
۱۴
من نه آن جانم که گردم بیش و کم
۱۵
جان حیوانی فزاید از علف
۱۶
آتشی بود و چو هیزم شد تلف
۱۷
گر نگشتی هیزم او مثمر بدی
۱۸
تا ابد معمور و هم عامر بدی
۱۹
باد سوزانت این آتش بدان
۲۰
پرتو آتش بود نه عین آن
۲۱
عین آتش در اثیر آمد یقین
۲۲
پرتو و سایهٔ ویست اندر زمین
۲۳
لاجرم پرتو نپاید ز اضطراب
۲۴
سوی معدن باز می‌گردد شتاب
۲۵
قامت تو بر قرار آمد بساز
۲۶
سایه‌ات کوته دمی یکدم دراز
۲۷
زانک در پرتو نیابد کس ثبات
۲۸
عکسها وا گشت سوی امهات
۲۹
هین دهان بر بند فتنه لب گشاد
۳۰
خشک آر الله اعلم بالرشاد

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.