زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدس‌الله سره

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر سر تختی شنید آن نیک‌نام
۲
طقطقی و های و هویی شب ز بام
۳
گامهای تند بر بام سرا
۴
گفت با خود این چنین زهره کرا
۵
بانگ زد بر روزن قصر او که کیست
۶
این نباشد آدمی مانا پریست
۷
سر فرو کردند قومی بوالعجب
۸
ما همی گردیم شب بهر طلب
۹
هین چه می‌جویید گفتند اشتران
۱۰
گفت اشتر بام بر کی جست هان
۱۱
پس بگفتندش که تو بر تخت جاه
۱۲
چون همی جویی ملاقات اله
۱۳
خود همان بد دیگر او را کس ندید
۱۴
چون پری از آدمی شد ناپدید
۱۵
معنی‌اش پنهان و او در پیش خلق
۱۶
خلق کی بینند غیر ریش و دلق
۱۷
چون ز چشم خویش و خلقان دور شد
۱۸
هم‌چو عنقا در جهان مشهور شد
۱۹
جان هر مرغی که آمد سوی قاف
۲۰
جملهٔ عالم ازو لافند لاف
۲۱
چون رسید اندر سبا این نور شرق
۲۲
غلغلی افتاد در بلقیس و خلق
۲۳
روحهای مرده جمله پر زدند
۲۴
مردگان از گور تن سر بر زدند
۲۵
یک دگر را مژده می‌دادند هان
۲۶
نک ندایی می‌رسد از آسمان
۲۷
زان ندا دینها همی‌گردند گبز
۲۸
شاخ و برگ دل همی گردند سبز
۲۹
از سلیمان آن نفس چون نفخ صور
۳۰
مردگان را وا رهانید از قبور
۳۱
مر ترا بادا سعادت بعد ازین
۳۲
این گذشت الله اعلم بالیقین

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.