زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
قصهٔ آن آبگیرست ای عنود
۲
که درو سه ماهی اشگرف بود
۳
در کلیله خوانده باشی لیک آن
۴
قشر قصه باشد و این مغز جان
۵
چند صیادی سوی آن آبگیر
۶
برگذشتند و بدیدند آن ضمیر
۷
پس شتابیدند تا دام آورند
۸
ماهیان واقف شدند و هوشمند
۹
آنک عاقل بود عزم راه کرد
۱۰
عزم راه مشکل ناخواه کرد
۱۱
گفت با اینها ندارم مشورت
۱۲
که یقین سستم کنند از مقدرت
۱۳
مهر زاد و بوم بر جانشان تند
۱۴
کاهلی و جهلشان بر من زند
۱۵
مشورت را زنده‌ای باید نکو
۱۶
که ترا زنده کند وان زنده کو
۱۷
ای مسافر با مسافر رای زن
۱۸
زانک پایت لنگ دارد رای زن
۱۹
از دم حب الوطن بگذر مه‌ایست
۲۰
که وطن آن سوست جان این سوی نیست
۲۱
گر وطن خواهی گذر آن سوی شط
۲۲
این حدیث راست را کم خوان غلط

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.