زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مادر شه‌زاده گفت از نقص عقل
۲
شرط کفویت بود در عقل نقل
۳
تو ز شح و بخل خواهی وز دها
۴
تا ببندی پور ما را بر گدا
۵
گفت صالح را گدا گفتن خطاست
۶
کو غنی القلب از داد خداست
۷
در قناعت می‌گریزد از تقی
۸
نه از لیمی و کسل هم‌چون گدا
۹
قلتی کان از قناعت وز تقاست
۱۰
آن ز فقر و قلت دونان جداست
۱۱
حبه‌ای آن گر بیابد سر نهد
۱۲
وین ز گنج زر به همت می‌جهد
۱۳
شه که او از حرص قصد هر حرام
۱۴
می‌کند او را گدا گوید همام
۱۵
گفت کو شهر و قلاع او را جهاز
۱۶
یا نثار گوهر و دینار ریز
۱۷
گفت رو هر که غم دین برگزید
۱۸
باقی غمها خدا از وی برید
۱۹
غالب آمد شاه و دادش دختری
۲۰
از نژاد صالحی خوش جوهری
۲۱
در ملاحت خود نظیر خود نداشت
۲۲
چهره‌اش تابان‌تر از خورشید چاشت
۲۳
حسن دختر این خصالش آنچنان
۲۴
کز نکویی می‌نگنجد در بیان
۲۵
صید دین کن تا رسد اندر تبع
۲۶
حسن و مال و جاه و بخت منتفع
۲۷
آخرت قطار اشتر دان به ملک
۲۸
در تبع دنیاش هم‌چون پشم و پشک
۲۹
پشم بگزینی شتر نبود ترا
۳۰
ور بود اشتر چه قیمت پشم را
۳۱
چون بر آمد این نکاح آن شاه را
۳۲
با نژاد صالحان بی مرا
۳۳
از قضا کمپیرکی جادو که بود
۳۴
عاشق شه‌زادهٔ با حسن و جود
۳۵
جادوی کردش عجوزهٔ کابلی
۳۶
کی برد زان رشک سحر بابلی
۳۷
شه بچه شد عاشق کمپیر زشت
۳۸
تا عروس و آن عروسی را بهشت
۳۹
یک سیه دیوی و کابولی زنی
۴۰
گشت به شه‌زاده ناگه ره‌زنی
۴۱
آن نودساله عجوزی گنده کس
۴۲
نه خرد هشت آن ملک را و نه نس
۴۳
تا به سالی بود شه‌زاده اسیر
۴۴
بوسه‌جایش نعل کفش گنده پیر
۴۵
صحبت کمپیر او را می‌درود
۴۶
تا ز کاهش نیم‌جانی مانده بود
۴۷
دیگران از ضعف وی با درد سر
۴۸
او ز سکر سحر از خود بی‌خبر
۴۹
این جهان بر شاه چون زندان شده
۵۰
وین پسر بر گریه‌شان خندان شده
۵۱
شاه بس بیچاره شد در برد و مات
۵۲
روز و شب می‌کرد قربان و زکات
۵۳
زانک هر چاره که می‌کرد آن پدر
۵۴
عشق کمپیرک همی‌شد بیشتر
۵۵
پس یقین گشتش که مطلق آن سریست
۵۶
چاره او را بعد از این لابه گریست
۵۷
سجده می‌کرد او که هم فرمان تراست
۵۸
غیر حق بر ملک حق فرمان کراست
۵۹
لیک این مسکین همی‌سوزد چو عود
۶۰
دست گیرش ای رحیم و ای ودود
۶۱
تا ز یا رب یا رب و افغان شاه
۶۲
ساحری استاد پیش آمد ز راه

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.