زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
این سخن را نیست پایان و فراغ
۲
ای خلیل حق چرا کشتی تو زاغ
۳
بهر فرمان حکمت فرمان چه بود
۴
اندکی ز اسرار آن باید نمود
۵
کاغ کاغ و نعرهٔ زاغ سیاه
۶
دایما باشد به دنیا عمرخواه
۷
هم‌چو ابلیس از خدای پاک فرد
۸
تا قیامت عمر تن درخواست کرد
۹
گفت انظرنی الی یوم الجزا
۱۰
کاشکی گفتی که تبنا ربنا
۱۱
عمر بی توبه همه جان کندنست
۱۲
مرگ حاضر غایب از حق بودنست
۱۳
عمر و مرگ این هر دو با حق خوش بود
۱۴
بی‌خدا آب حیات آتش بود
۱۵
آن هم از تاثیر لعنت بود کو
۱۶
در چنان حضرت همی‌شد عمرجو
۱۷
از خدا غیر خدا را خواستن
۱۸
ظن افزونیست و کلی کاستن
۱۹
خاصه عمری غرق در بیگانگی
۲۰
در حضور شیر روبه‌شانگی
۲۱
عمر بیشم ده که تا پس‌تر روم
۲۲
مهلم افزون کن که تا کمتر شوم
۲۳
تا که لعنت را نشانه او بود
۲۴
بد کسی باشد که لعنت‌جو بود
۲۵
عمر خوش در قرب جان پروردنست
۲۶
عمر زاغ از بهر سرگین خوردنست
۲۷
عمر بیشم ده که تا گه می‌خورم
۲۸
دایم اینم ده که بس بدگوهرم
۲۹
گرنه گه خوارست آن گنده‌دهان
۳۰
گویدی کز خوی زاغم وا رهان

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.