بخش ۷۶ - حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بازگردان قصهٔ عشق ایاز
۲
که آن یکی گنجیست مالامال راز
۳
میرود هر روز در حجرهٔ برین
۴
تا ببیند چارقی با پوستین
۵
زانک هستی سخت مستی آورد
۶
عقل از سر شرم از دل میبرد
۷
صد هزاران قرن پیشین را همین
۸
مستی هستی بزد ره زین کمین
۹
شد عزرائیلی ازین مستی بلیس
۱۰
که چرا آدم شود بر من رئیس
۱۱
خواجهام من نیز و خواجهزادهام
۱۲
صد هنر را قابل و آمادهام
۱۳
در هنر من از کسی کم نیستم
۱۴
تا به خدمت پیش دشمن بیستم
۱۵
من ز آتش زادهام او از وحل
۱۶
پیش آتش مر وحل را چه محل
۱۷
او کجا بود اندر آن دوری که من
۱۸
صدر عالم بودم و فخر زمن