زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
۱گفت قاضی بس تهیرو صوفیی
۲خالی از فطنت چو کاف کوفیی
۳تو بنشنیدی که آن پر قند لب
۴غدر خیاطان همیگفتی به شب
۶مینمود افسانههای سالفه
۸می حکایت کرد او با آن و این
۹در سمر میخواند دزدینامهای
۱۰گرد او جمع آمده هنگامهای
۱۱مستمع چون یافت جاذب زان وفود
۱۲جمله اجزااش حکایت گشته بود
دانش و پژوهش این شعر
نیازمند بازبینی۰ ارتباط تأییدشده۰ پیشنویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط
پیشنویسها و پیشنهادها
هنوز واقعیت تأییدشده نیستندپیشنهادیبهکارگیری نماد
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
بهکارگیری نماد ← می و جام
Matched curated alias: می; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
پیشنهادیشامل شخصیت
پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهمخوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.
شامل شخصیت ← صوفی
Matched curated alias: صوفی; editorial status: suggested
۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقلقول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقلشدهVira
از این شعر به پژوهش بروید
موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی میمانند.