زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفت آن درویش ای دانای راز
۲
از پی این گنج کردم یاوه‌تاز
۳
دیو حرص و آز و مستعجل تگی
۴
نی تانی جست و نی آهستگی
۵
من ز دیگی لقمه‌ای نندوختم
۶
کف سیه کردم دهان را سوختم
۷
خود نگفتم چون درین ناموقنم
۸
زان گره‌زن این گره را حل کنم
۹
قول حق را هم ز حق تفسیر جو
۱۰
هین مگو ژاژ از گمان ای سخت‌رو
۱۱
آن گره کو زد همو بگشایدش
۱۲
مهره کو انداخت او بربایدش
۱۳
گرچه آسانت نمود آن سان سخن
۱۴
کی بود آسان رموز من لدن
۱۵
گفت یا رب توبه کردم زین شتاب
۱۶
چون تو در بستی تو کن هم فتح باب
۱۷
بر سر خرقه شدن بار دگر
۱۸
در دعا کردن بدم هم بی‌هنر
۱۹
کو هنر کو من کجا دل مستوی
۲۰
این همه عکس توست و خود توی
۲۱
هر شبی تدبیر و فرهنگم به خواب
۲۲
هم‌چو کشتی غرقه می‌گردد ز آب
۲۳
خود نه من می‌مانم و نه آن هنر
۲۴
تن چو مرداری فتاده بی‌خبر
۲۵
تا سحر جمله شب آن شاه علی
۲۶
خود همی‌گوید الستی و بلی
۲۷
کو بلی‌گو جمله را سیلاب برد
۲۸
یا نهنگی خورد کل را کرد و مرد
۲۹
صبح‌دم چون تیغ گوهردار خود
۳۰
از نیام ظلمت شب بر کند
۳۱
آفتاب شرق شب را طی کند
۳۲
از نهنگ آن خورده‌ها را قی کند
۳۳
رسته چون یونس ز معدهٔ آن نهنگ
۳۴
منتشر گردیم اندر بو و رنگ
۳۵
خلق چون یونس مسبح آمدند
۳۶
کاندر آن ظلمات پر راحت شدند
۳۷
هر یکی گوید به هنگام سحر
۳۸
چون ز بطن حوت شب آید به در
۳۹
کای کریمی که در آن لیل وحش
۴۰
گنج رحمت بنهی و چندین چشش
۴۱
چشم تیز و گوش تازه تن سبک
۴۲
از شب هم‌چون نهنگ ذوالحبک
۴۳
از مقامات وحش‌رو زین سپس
۴۴
هیچ نگریزیم ما با چون تو کس
۴۵
موسی آن را نار دید و نور بود
۴۶
زنگیی دیدیم شب را حور بود
۴۷
بعد ازین ما دیده خواهیم از تو بس
۴۸
تا نپوشد بحر را خاشاک و خس
۴۹
ساحران را چشم چون رست از عمی
۵۰
کف‌زنان بودند بی‌این دست و پا
۵۱
چشم‌بند خلق جز اسباب نیست
۵۲
هر که لرزد بر سبب ز اصحاب نیست
۵۳
لیک حق اصحابنا اصحاب را
۵۴
در گشاد و برد تا صدر سرا
۵۵
با کفش نامستحق و مستحق
۵۶
معتقان رحمت‌اند از بند رق
۵۷
در عدم ما مستحقان کی بدیم
۵۸
که برین جان و برین دانش زدیم
۵۹
ای بکرده یار هر اغیار را
۶۰
وی بداده خلعت گل خار را
۶۱
خاک ما را ثانیا پالیز کن
۶۲
هیچ نی را بار دیگر چیز کن
۶۳
این دعا تو امر کردی ز ابتدا
۶۴
ورنه خاکی را چه زهرهٔ این بدی
۶۵
چون دعامان امر کردی ای عجاب
۶۶
این دعای خویش را کن مستجاب
۶۷
شب شکسته کشتی فهم و حواس
۶۸
نه امیدی مانده نه خوف و نه یاس
۶۹
برده در دریای رحمت ایزدم
۷۰
تا ز چه فن پر کند بفرستدم
۷۱
آن یکی را کرده پر نور جلال
۷۲
وآن دگر را کرده پر وهم و خیال
۷۳
گر بخویشم هیچ رای و فن بدی
۷۴
رای و تدبیرم به حکم من بدی
۷۵
شب نرفتی هوش بی‌فرمان من
۷۶
زیر دام من بدی مرغان من
۷۷
بودمی آگه ز منزلهای جان
۷۸
وقت خواب و بیهشی و امتحان
۷۹
چون کفم زین حل و عقد او تهیست
۸۰
ای عجب این معجبی من ز کیست
۸۱
دیده را نادیده خود انگاشتم
۸۲
باز زنبیل دعا برداشتم
۸۳
چون الف چیزی ندارم ای کریم
۸۴
جز دلی دلتنگ‌تر از چشم میم
۸۵
این الف وین میم ام بود ماست
۸۶
میم ام تنگست الف زو نر گداست
۸۷
آن الف چیزی ندارد غافلیست
۸۸
میم دلتنگ آن زمان عاقلیست
۸۹
در زمان بیهشی خود هیچ من
۹۰
در زمان هوش اندر پیچ من
۹۱
هیچ دیگر بر چنین هیچی منه
۹۲
نام دولت بر چنین پیچی منه
۹۳
خود ندارم هیچ به سازد مرا
۹۴
که ز وهم دارم است این صد عنا
۹۵
در ندارم هم تو داراییم کن
۹۶
رنج دیدم راحت‌افزاییم کن
۹۷
هم در آب دیده عریان بیستم
۹۸
بر در تو چونک دیده نیستم
۹۹
آب دیدهٔ بندهٔ بی‌دیده را
۱۰۰
سبزه‌ای بخش و نباتی زین چرا
۱۰۱
ور نمانم آب آبم ده ز عین
۱۰۲
هم‌چو عینین نبی هطالتین
۱۰۳
او چو آب دیده جست از جود حق
۱۰۴
با چنان اقبال و اجلال و سبق
۱۰۵
چون نباشم ز اشک خون باریک‌ریس
۱۰۶
من تهی‌دست قصور کاسه‌لیس
۱۰۷
چون چنان چشم اشک را مفتون بود
۱۰۸
اشک من باید که صد جیحون بود
۱۰۹
قطره‌ای زان زین دو صد جیحون به است
۱۱۰
که بدان یک قطره انس و جن برست
۱۱۱
چونک باران جست آن روضهٔ بهشت
۱۱۲
چون نجوید آب شوره‌خاک زشت
۱۱۳
ای اخی دست از دعا کردن مدار
۱۱۴
با اجابت یا رد اویت چه کار
۱۱۵
نان که سد و مانع این آب بود
۱۱۶
دست از آن نان می‌بباید شست زود
۱۱۷
خویش را موزون و چست و سخته کن
۱۱۸
ز آب دیده نان خود را پخته کن

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.