زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۸۵ - حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشته‌ای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختن

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از قضا موشی و چغزی با وفا
۲
بر لب جو گشته بودند آشنا
۳
هر دو تن مربوط میقاتی شدند
۴
هر صباحی گوشه‌ای می‌آمدند
۵
نرد دل با هم‌دگر می‌باختند
۶
از وساوس سینه می‌پرداختند
۷
هر دو را دل از تلاقی متسع
۸
هم‌دگر را قصه‌خوان و مستمع
۹
رازگویان با زبان و بی‌زبان
۱۰
الجماعه رحمه را تاویل دان
۱۱
آن اشر چون جفت آن شاد آمدی
۱۲
پنج ساله قصه‌اش یاد آمدی
۱۳
جوش نطق از دل نشان دوستیست
۱۴
بستگی نطق از بی‌الفتیست
۱۵
دل که دلبر دید کی ماند ترش
۱۶
بلبلی گل دید کی ماند خمش
۱۷
ماهی بریان ز آسیب خضر
۱۸
زنده شد در بحر گشت او مستقر
۱۹
یار را با یار چون بنشسته شد
۲۰
صد هزاران لوح سر دانسته شد
۲۱
لوح محفوظ است پیشانی یار
۲۲
راز کونینش نماید آشکار
۲۳
هادی راهست یار اندر قدوم
۲۴
مصطفی زین گفت اصحابی نجوم
۲۵
نجم اندر ریگ و دریا رهنماست
۲۶
چشم اندر نجم نه کو مقتداست
۲۷
چشم را با روی او می‌دار جفت
۲۸
گرد منگیزان ز راه بحث و گفت
۲۹
زانک گردد نجم پنهان زان غبار
۳۰
چشم بهتر از زبان با عثار
۳۱
تا بگوید او که وحیستش شعار
۳۲
کان نشاند گرد و ننگیزد غبار
۳۳
چون شد آدم مظهر وحی و وداد
۳۴
ناطقهٔ او علم الاسما گشاد
۳۵
نام هر چیزی چنانک هست آن
۳۶
از صحیفهٔ دل روی گشتش زبان
۳۷
فاش می‌گفتی زبان از ریتش
۳۸
جمله را خاصیت و ماهیتش
۳۹
آنچنان نامی که اشیا را سزد
۴۰
نه چنانک حیز را خواند اسد
۴۱
نوح نهصد سال در راه سوی
۴۲
بود هر روزیش تذکیر نوی
۴۳
لعل او گویا ز یاقوت القلوب
۴۴
نه رساله خوانده نه قوت القلوب
۴۵
وعظ را ناموخته هیچ از شروح
۴۶
بلک ینبوع کشوف و شرح روح
۴۷
زان میی کان می چو نوشیده شود
۴۸
آب نطق از گنگ جوشیده شود
۴۹
طفل نوزاده شود حبر فصیح
۵۰
حکمت بالغ بخواند چون مسیح
۵۱
از کهی که یافت زان می خوش‌لبی
۵۲
صد غزل آموخت داود نبی
۵۳
جمله مرغان ترک کرده چیک چیک
۵۴
هم‌زبان و یار داود ملیک
۵۵
چه عجب که مرغ گردد مست او
۵۶
هم شنود آهن ندای دست او
۵۷
صرصری بر عاد قتالی شده
۵۸
مر سلیمان را چو حمالی شده
۵۹
صرصری می‌برد بر سر تخت شاه
۶۰
هر صباح و هر مسا یک ماهه راه
۶۱
هم شده حمال و هم جاسوس او
۶۲
گفت غایب را کنان محسوس او
۶۳
باد دم که گفت غایب یافتی
۶۴
سوی گوش آن ملک بشتافتی
۶۵
که فلانی این چنین گفت این زمان
۶۶
ای سلیمان مه صاحب‌قران

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۴ نیازمند تصمیم۴ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: دلبر; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: دلبر; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.