زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن بزرگین گفت ای اخوان خیر
۲
ما نه نر بودیم اندر نصح غیر
۳
از حشم هر که به ما کردی گله
۴
از بلا و فقر و خوف و زلزله
۵
ما همی‌گفتیم کم نال از حرج
۶
صبر کن کالصبر مفتاح الفرج
۷
این کلید صبر را اکنون چه شد
۸
ای عجب منسوخ شد قانون چه شد
۹
ما نمی‌گفتیم که اندر کش مکش
۱۰
اندر آتش هم‌چو زر خندید خوش
۱۱
مر سپه را وقت تنگاتنگ جنگ
۱۲
گفته ما که هین مگردانید رنگ
۱۳
آن زمان که بود اسپان را وطا
۱۴
جمله سرهای بریده زیر پا
۱۵
ما سپاه خویش را هی هی کنان
۱۶
که به پیش آیید قاهر چون سنان
۱۷
جمله عالم را نشان داده به صبر
۱۸
زانک صبر آمد چراغ و نور صدر
۱۹
نوبت ما شد چه خیره‌سر شدیم
۲۰
چون زنان زشت در چادر شدیم
۲۱
ای دلی که جمله را کردی تو گرم
۲۲
گرم کن خود را و از خود دار شرم
۲۳
ای زبان که جمله را ناصح بدی
۲۴
نوبت تو گشت از چه تن زدی
۲۵
ای خرد کو پند شکرخای تو
۲۶
دور تست این دم چه شد هیهای تو
۲۷
ای ز دلها برده صد تشویش را
۲۸
نوبت تو شد بجنبان ریش را
۲۹
از غری ریش ار کنون دزدیده‌ای
۳۰
پیش ازین بر ریش خود خندیده‌ای
۳۱
وقت پند دیگرانی های های
۳۲
در غم خود چون زنانی وای وای
۳۳
چون به درد دیگران درمان بدی
۳۴
درد مهمان تو آمد تن زدی
۳۵
بانگ بر لشکر زدن بد ساز تو
۳۶
بانگ بر زن چه گرفت آواز تو
۳۷
آنچ پنجه سال بافیدی به هوش
۳۸
زان نسیج خود بغلتانی بپوش
۳۹
از نوایت گوش یاران بود خوش
۴۰
دست بیرون آر و گوش خود بکش
۴۱
سر بدی پیوسته خود را دم مکن
۴۲
پا و دست و ریش و سبلت گم مکن
۴۳
بازی آن تست بر روی بساط
۴۴
خویش را در طبع آر و در نشاط

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.