متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
مولوی · مثنوی معنوی

بخش ۱۳۸ - رجوع کردن بدان قصه کی شاه‌زاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
قصه کوته کن که رای نفس کور
۲
برد او را بعد سالی سوی گور
۳
شاه چون از محو شد سوی وجود
۴
چشم مریخیش آن خون کرده بود
۵
چون به ترکش بنگرید آن بی‌نظیر
۶
دید کم از ترکشش یک چوبه تیر
۷
گفت کو آن تیر و از حق باز جست
۸
گفت که اندر حلق او کز تیر تست
۹
عفو کرد آن شاه دریادل ولی
۱۰
آمده بد تیر اه بر مقتلی
۱۱
کشته شد در نوحهٔ او می‌گریست
۱۲
اوست جمله هم کشنده و هم ولیست
۱۳
ور نباشد هر دو او پس کل نیست
۱۴
هم کشندهٔ خلق و هم ماتم‌کنیست
۱۵
شکر می‌کرد آن شهید زردخد
۱۶
کان بزد بر جسم و بر معنی نزد
۱۷
جسم ظاهر عاقبت خود رفتنیست
۱۸
تا ابد معنی بخواهد شاد زیست
۱۹
آن عتاب ار رفت هم بر پوست رفت
۲۰
دوست بی‌آزار سوی دوست رفت
۲۱
گرچه او فتراک شاهنشه گرفت
۲۲
آخر از عین الکمال او ره گرفت
۲۳
و آن سوم کاهل‌ترین هر سه بود
۲۴
صورت و معنی به کلی او ربود
ارتباط‌ها، وضعیت بازبینی و جزئیات پژوهش این شعر

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۱ نیازمند تصمیم۱ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

پیشنهاد واژگانی؛ سرنخ پژوهشهم‌خوانی واژه، اثبات معنا یا نقش ادبی نیست؛ متن را بررسی کنید.ارجاع در سطح شعر است؛ بیت دقیق ثبت نشده است.

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
بیت دقیق و نقل‌قول در این رکورد ثبت نشده؛ ارجاع فعلی فقط به شعر است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.