Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
نظامی · خمسه

بخش ۸ - در شکایت حسودان و منکران

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر جوش دلا که وقت جوش است
۲
گویای جهان چرا خموش است
۳
میدان سخن مراست امروز
۴
به زین سخنی کجاست امروز
۵
اجری خور دسترنج خویشم
۶
گر محتشمم ز گنج خویشم
۷
زین سحر سحرگهی که رانم
۸
مجموعه هفت سبع خوانم
۹
سحری که چنین حلال باشد
۱۰
منکر شدنش وبال باشد
۱۱
در سحر سخن چنان تمامم
۱۲
کایینه غیب گشت نامم
۱۳
شمشیر زبانم از فصیحی
۱۴
دارد سر معجز مسیحی
۱۵
نطقم اثر آنچنان نماید
۱۶
کز جذر اصم زبان گشاید
۱۷
حرفم ز تبش چنان فروزد
۱۸
کانگشت بر او نهی بسوزد
۱۹
شعر آب ز جویبار من یافت
۲۰
آوازه به روزگار من یافت
۲۱
این بی‌نمکان که نان خورانند
۲۲
در سایه من جهان خورانند
۲۳
افکندن صید کار شیر است
۲۴
روبه ز شکار شیر سیر است
۲۵
از خوردن من به کام و حلقی
۲۶
آن به که ز من خورند خلقی
۲۷
حاسد ز قبول این روائی
۲۸
دور از من و تو به ژاژ خائی
۲۹
چون سایه شده به پیش من پست
۳۰
تعریض مرا گرفته در دست
۳۱
گر پیشه کنم غزل‌سرائی
۳۲
او پیش نهد دغل درآئی
۳۳
گر ساز کنم قصایدی چست
۳۴
او باز کند قلایدی سست
۳۵
بازم چو به نظم قصه راند
۳۶
قصه چه کنم که قصه خواند
۳۷
من سکه زنم به قالبی خوب
۳۸
او نیز زند ولیک مقلوب
۳۹
کپی همه آن کند که مردم
۴۰
پیداست در آب تیره انجم
۴۱
بر هر جسدی که تابد آن نور
۴۲
از سایه خویش هست رنجور
۴۳
سایه که نقیصه ساز مردست
۴۴
در طنز گری گران نورداست
۴۵
طنزی کند و ندارد آزرم
۴۶
چون چشمش نیست کی بود شرم
۴۷
پیغمبر کو نداشت سایه
۴۸
آزاد نبود از این طلایه
۴۹
دریای محیط را که پاکست
۵۰
از چرک دهان سگ چه باکست
۵۱
هرچند ز چشم زرد گوشان
۵۲
سرخست رخم ز خون جوشان
۵۳
چون بحر کنم کناره‌شوئی
۵۴
اما نه ز روی تلخ‌روئی
۵۵
زخمی چو چراغ می‌خورم چست
۵۶
وز خنده چو شمع می‌شوم سست
۵۷
چون آینه گر نه آهنینم
۵۸
با سنگ دلان چرا نشینم
۵۹
کان کندن من مبین که مردم
۶۰
جان کندن خصم بین ز دردم
۶۱
در منکر صنعتم بهی نیست
۶۲
کالا شب چارشنبهی نیست
۶۳
دزد در من به جای مزدست
۶۴
بد گویدم ارچه بانگ دزدست
۶۵
دزدان چو به کوی دزد جویند
۶۶
در کوی دوند و دزد گویند
۶۷
در دزدی من حلال بادش
۶۸
بد گفتن من وبال باشد
۶۹
بیند هنر و هنر نداند
۷۰
بد می‌کند اینقدر نداند
۷۱
گر با بصر است بی‌بصر باد
۷۲
وز کور شد است کورتر باد
۷۳
او دزدد و من گدازم از شرم
۷۴
دزد افشاریست این نه آزرم
۷۵
نی‌نی چو به کدیه دل نهاد است
۷۶
گو خیزد و بیا که در گشاد است
۷۷
آن کاوست نیازمند سودی
۷۸
گر من بدمی چه چاره بودی
۷۹
گنج دو جهان در آستینم
۸۰
در دزدی مفلسی چه بینم
۸۱
واجب صدقه‌ام به زیر دستان
۸۲
گو خواه بدزد و خواه بستان
۸۳
دریای در است و کان گنجم
۸۴
از نقب زنان چگونه رنجم
۸۵
گنجینه به بند می‌توان داشت
۸۶
خوبی به سپند می‌توان داشت
۸۷
مادر که سپندیار دادم
۸۸
با درع سپندیار زادم
۸۹
در خط نظامی ار نهی گام
۹۰
بینی عدد هزار و یک نام
۹۱
والیاس کالف بری ز لامش
۹۲
هم با نود و نه است نامش
۹۳
زینگونه هزار و یک حصارم
۹۴
با صد کم یک سلیح دارم
۹۵
هم فارغم از کشیدن رنج
۹۶
هم ایمنم از بریدن گنج
۹۷
گنجی که چنین حصار دارد
۹۸
نقاب در او چکار دارد؟
۹۹
اینست که گنج نیست بی‌مار
۱۰۰
هرجا که رطب بود خار
۱۰۱
هر ناموری که او جهانداشت
۱۰۲
بدنام کنی ز همرهان داشت
۱۰۳
یوسف که ز ماه عقد می‌بست
۱۰۴
از حقد برادران نمی‌رست
۱۰۵
عیسی که دمش نداشت دودی
۱۰۶
می‌برد جفای هر جهودی
۱۰۷
احمد که سرآمد عرب بود
۱۰۸
هم خسته خار بولهب بود
۱۰۹
دیر است که تا جهان چنین است
۱۱۰
پی نیش مگس کم انگبین است
۱۱۱
تا من منم از طریق زوری
۱۱۲
نازرد زمن جناح موری
۱۱۳
دری به خوشاب نشستم
۱۱۴
شوریدن کار کس نجستم
۱۱۵
زآنجا که نه من حریف خویم
۱۱۶
در حق سگی بدی نگویم
۱۱۷
بر فسق سگی که شیریم داد
۱۱۸
(لاعیب له) دلیریم داد
۱۱۹
دانم که غضب نهفته بهتر
۱۲۰
وین گفته که شد نگفته بهتر
۱۲۱
لیکن به حساب کاردانی
۱۲۲
بی‌غیرتی است بی‌زبانی
۱۲۳
آن کس که ز شهر آشنائیست
۱۲۴
داند که متاع ما کجائیست
۱۲۵
وانکو به کژی من کشد دست
۱۲۶
خصمش نه منم که جز منی هست
۱۲۷
خاموش دلا ز هرزه گوئی
۱۲۸
می‌خور جگری به تازه‌روئی
۱۲۹
چون گل به رحیل کوس می‌زن
۱۳۰
بر دست کشنده بوس می‌زن
۱۳۱
نان خورد ز خون خویش می‌دار
۱۳۲
سر نیست کلاه پیش می‌دار
۱۳۳
آزار کشی کن و میازار
۱۳۴
کازرده تو به که خلق بازار

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

شمع و پروانه

به‌کارگیری نماد ← شمع و پروانه

Matched curated alias: شمع; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira