سعدی · دیوان اشعار

غزل ۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اول دفتر به نام ایزد دانا
۲
صانع پروردگار حی توانا
۳
اکبر و اعظم خدای عالم و آدم
۴
صورت خوب آفرید و سیرت زیبا
۵
از در بخشندگی و بنده نوازی
۶
مرغ هوا را نصیب و ماهی دریا
۷
قسمت خود می‌خورند منعم و درویش
۸
روزی خود می‌برند پشه و عنقا
۹
حاجت موری به علم غیب بداند
۱۰
در بن چاهی به زیر صخره صما
۱۱
جانور از نطفه می‌کند شکر از نی
۱۲
برگ‌تر از چوب خشک و چشمه ز خارا
۱۳
شربت نوش آفرید از مگس نحل
۱۴
نخل تناور کند ز دانه خرما
۱۵
از همگان بی‌نیاز و بر همه مشفق
۱۶
از همه عالم نهان و بر همه پیدا
۱۷
پرتو نور سرادقات جلالش
۱۸
از عظمت ماورای فکرت دانا
۱۹
خود نه زبان در دهان عارف مدهوش
۲۰
حمد و ثنا می‌کند که موی بر اعضا
۲۱
هر که نداند سپاس نعمت امروز
۲۲
حیف خورد بر نصیب رحمت فردا
۲۳
بارخدایا مهیمنی و مدبر
۲۴
وز همه عیبی مقدسی و مبرا
۲۵
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن
۲۶
با همه کروبیان عالم بالا
۲۷
سعدی از آن جا که فهم اوست سخن گفت
۲۸
ور نه کمال تو وهم کی رسد آن جا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.