سعدی · دیوان اشعار

غزل ۲۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
لاابالی چه کند دفتر دانایی را
۲
طاقت وعظ نباشد سر سودایی را
۳
آب را قول تو با آتش اگر جمع کند
۴
نتواند که کند عشق و شکیبایی را
۵
دیده را فایده آن است که دلبر بیند
۶
ور نبیند چه بود فایده بینایی را
۷
عاشقان را چه غم از سرزنش دشمن و دوست
۸
یا غم دوست خورد یا غم رسوایی را
۹
همه دانند که من سبزه خط دارم دوست
۱۰
نه چو دیگر حیوان سبزه صحرایی را
۱۱
من همان روز دل و صبر به یغما دادم
۱۲
که مقید شدم آن دلبر یغمایی را
۱۳
سرو بگذار که قدی و قیامی دارد
۱۴
گو ببین آمدن و رفتن رعنایی را
۱۵
گر برانی نرود ور برود باز آید
۱۶
ناگزیر است مگس دکه حلوایی را
۱۷
بر حدیث من و حسن تو نیفزاید کس
۱۸
حد همین است سخندانی و زیبایی را
۱۹
سعدیا نوبتی امشب دهل صبح نکوفت
۲۰
یا مگر روز نباشد شب تنهایی را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.