سعدی · دیوان اشعار

غزل ۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست
۲
چارهٔ عشق احتمال شرط محبت وفاست
۳
مالک رد و قبول هر چه کند پادشاست
۴
گر بزند حاکم است ور بنوازد رواست
۵
گر چه بخواند هنوز دست جزع بر دعاست
۶
ور چه براند هنوز روی امید از قفاست
۷
برق یمانی بجست باد بهاری بخاست
۸
طاقت مجنون برفت خیمهٔ لیلی کجاست
۹
غفلت از ایام عشق پیش محقق خطاست
۱۰
اول صبح است خیز کآخر دنیا فناست
۱۱
صحبت یار عزیز حاصل دور بقاست
۱۲
یک دمه دیدار دوست هر دو جهانش بهاست
۱۳
درد دل دوستان گر تو پسندی رواست
۱۴
هر چه مراد شماست غایت مقصود ماست
۱۵
بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست
۱۶
گر تو قدم می‌نهی تا بنهم چشم راست
۱۷
از در خویشم مران کاین نه طریق وفاست
۱۸
در همه شهری غریب در همه ملکی گداست
۱۹
با همه جرمم امید با همه خوفم رجاست
۲۰
گر درم ما مس است لطف شما کیمیاست
۲۱
سعدی اگر عاشقی میل وصالت چراست
۲۲
هر که دل دوست جست مصلحت خود نخواست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.