غزل ۶۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
فریاد من از فراق یار است
۲
وافغان من از غم نگار است
۳
بی روی چو ماه آن نگارین
۴
رخسارهٔ من به خون نگار است
۵
خون جگرم ز فرقت تو
۶
از دیده روانه در کنار است
۷
درد دل من ز حد گذشتهست
۸
جانم ز فراق بیقرار است
۹
کس را ز غم من آگهی نیست
۱۰
آوخ که جهان نه پایدار است
۱۱
از دست زمانه در عذابم
۱۲
زان جان و دلم همی فکار است
۱۳
سعدی چه کنی شکایت از دوست
۱۴
چون شادی و غم نه برقرار است