Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است
۲
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است
۳
برادران طریقت نصیحتم مکنید
۴
که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگ است
۵
دگر به خفیه نمی‌بایدم شراب و سماع
۶
که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است
۷
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
۸
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است
۹
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
۱۰
گرفته‌ایم و دریغا که باد در چنگ است
۱۱
به خشم رفتهٔ ما را که می‌برد پیغام
۱۲
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است
۱۳
بکش چنان که توانی که بی مشاهده‌ات
۱۴
فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است
۱۵
ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق
۱۶
سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگ است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.