Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است
۲
ای مجلسیان راه خرابات کدام است
۳
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
۴
ما را غمت ای ماه پری چهره تمام است
۵
برخیز که در سایه سروی بنشینیم
۶
کان جا که تو بنشینی بر سرو قیام است
۷
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
۸
وان خال بناگوش مگر دانه دام است
۹
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
۱۰
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است
۱۱
با محتسب شهر بگویید که زنهار
۱۲
در مجلس ما سنگ مینداز که جام است
۱۳
غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
۱۴
تا خلق ندانند که معشوقه چه نام است
۱۵
دردا که بپختیم در این سوز نهانی
۱۶
وان را خبر از آتش ما نیست که خام است
۱۷
سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان
۱۸
چون در نظر دوست نشینی همه کام است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.