غزل ۱۲۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در من این هست که صبرم ز نکورویان نیست
۲
از گل و لاله گزیرست و ز گلرویان نیست
۳
دل گم کرده در این شهر نه من میجویم
۴
هیچ کس نیست که مطلوب مرا جویان نیست
۵
آن پری زاده مه پاره که دلبند منست
۶
کس ندانم که به جان در طلبش پویان نیست
۷
ساربانا خبر از دوست بیاور که مرا
۸
خبر از دشمن و اندیشه بدگویان نیست
۹
مرد باید که جفا بیند و منت دارد
۱۰
نه بنالد که مرا طاقت بدخویان نیست
۱۱
عیب سعدی مکن ای خواجه اگر آدمیی
۱۲
کآدمی نیست که میلش به پری رویان نیست