Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۱۳۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم از دست غمت دامن صحرا بگرفت
۲
غمت از سر ننهم گر دلت از ما بگرفت
۳
خال مشکین تو از بنده چرا در خط شد
۴
مگر از دود دلم روی تو سودا بگرفت
۵
دوش چون مشعله شوق تو بگرفت وجود
۶
سایه‌ای در دلم انداخت که صد جا بگرفت
۷
به دم سرد سحرگاهی من بازنشست
۸
هر چراغی که زمین از دل صهبا بگرفت
۹
الغیاث از من دل سوخته ای سنگین دل
۱۰
در تو نگرفت که خون در دل خارا بگرفت
۱۱
دل شوریده ما عالم اندیشه ماست
۱۲
عالم از شوق تو در تاب که غوغا بگرفت
۱۳
بربود انده تو صبرم و نیکو بربود
۱۴
بگرفت انده تو جانم و زیبا بگرفت
۱۵
دل سعدی همه ز ایام بلا پرهیزد
۱۶
سر زلف تو ندانم به چه یارا بگرفت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.