Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۱۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دلم دل از هوس یار بر نمی‌گیرد
۲
طریق مردم هشیار بر نمی‌گیرد
۳
بلای عشق خدایا ز جان ما برگیر
۴
که جان من دل از این کار بر نمی‌گیرد
۵
همی‌گدازم و می‌سازم و شکیباییست
۶
که پرده از سر اسرار بر نمی‌گیرد
۷
وجود خسته من زیر بار جور فلک
۸
جفای یار به سربار بر نمی‌گیرد
۹
رواست گر نکند یار دعوی یاری
۱۰
چو بار غم ز دل یار بر نمی‌گیرد
۱۱
چه باشد ار به وفا دست گیردم یک بار
۱۲
گرم ز دست به یک بار بر نمی‌گیرد
۱۳
بسوخت سعدی در دوزخ فراق و هنوز
۱۴
طمع ز وعده دیدار بر نمی‌گیرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.