Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۲۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا کی ای دلبر دل من بار تنهایی کشد
۲
ترسم از تنهایی احوالم به رسوایی کشد
۳
کی شکیبایی توان کردن چو عقل از دست رفت
۴
عاقلی باید که پای اندر شکیبایی کشد
۵
سروبالای منا گر چون گل آیی در چمن
۶
خاک پایت نرگس اندر چشم بینایی کشد
۷
روی تاجیکانه‌ات بنمای تا داغ حبش
۸
آسمان بر چهره ترکان یغمایی کشد
۹
شهد ریزی چون دهانت دم به شیرینی زند
۱۰
فتنه انگیزی چو زلفت سر به رعنایی کشد
۱۱
دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهنست
۱۲
ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد
۱۳
خود هنوزت پسته خندان عقیقین نقطه‌ایست
۱۴
باش تا گردش قضا پرگار مینایی کشد
۱۵
سعدیا دم درکش ار دیوانه خوانندت که عشق
۱۶
گر چه از صاحب دلی خیزد به شیدایی کشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.