Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۲۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شیرین دهان آن بت عیار بنگرید
۲
در در میان لعل شکربار بنگرید
۳
بستان عارضش که تماشاگه دلست
۴
پرنرگس و بنفشه و گلنار بنگرید
۵
از ما به یک نظر بستاند هزار دل
۶
این آبروی و رونق بازار بنگرید
۷
سنبل نشانده بر گل سوری نگه کنید
۸
عنبرفشانده گرد سمن زار بنگرید
۹
امروز روی یار بسی خوبتر ز دیست
۱۰
امسال کار من بتر از پار بنگرید
۱۱
در عهد شاه عادل اگر فتنه نادرست
۱۲
این چشم مست و فتنه خون خوار بنگرید
۱۳
گفتار بشنویدش و دانم که خود ز کبر
۱۴
با کس سخن نگوید رفتار بنگرید
۱۵
آن دم که جعد زلف پریشان برافکند
۱۶
صد دل به زیر طره طرار بنگرید
۱۷
گنجیست درج در عقیقین آن پسر
۱۸
بالای گنج حلقه زده مار بنگرید
۱۹
چشمش به تیغ غمزه خون خوار خیره کش
۲۰
شهری گرفت قوت بیمار بنگرید
۲۱
آتشکدست باطن سعدی ز سوز عشق
۲۲
سوزی که در دلست در اشعار بنگرید
۲۳
دی گفت سعدیا من از آن توام به طنز
۲۴
این عشوه دروغ دگربار بنگرید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.