غزل ۳۱۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مبارکتر شب و خرمترین روز
۲
به استقبالم آمد بخت پیروز
۳
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
۴
که دوشم قدر بود امروز نوروز
۵
مهست این یا ملک یا آدمیزاد
۶
پری یا آفتاب عالم افروز
۷
ندانستی که ضدان در کمینند
۸
نکو کردی علی رغم بدآموز
۹
مرا با دوست ای دشمن وصالست
۱۰
تو را گر دل نخواهد دیده بردوز
۱۱
شبان دانم که از درد جدایی
۱۲
نیاسودم ز فریاد جهان سوز
۱۳
گر آن شبهای باوحشت نمیبود
۱۴
نمیدانست سعدی قدر این روز