زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
سعدی · دیوان اشعار

غزل ۳۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نظر از مدعیان بر تو نمی‌اندازم
۲
تا نگویند که من با تو نظر می‌بازم
۳
آرزو می‌کندم در همه عالم صیدی
۴
که نباشند رفیقان حسود انبازم
۵
درد پنهان فراقم ز تحمل بگذشت
۶
ور نه از دل نرسیدی به زبان آوازم
۷
چون کبوتر بگرفتیم به دام سر زلف
۸
دیده بردوختی از خلق جهان چون بازم
۹
به سرانگشت بخواهی دل مسکینان برد
۱۰
دست واپوش که من پنجه نمی‌اندازم
۱۱
مطرب آهنگ بگردان که دگر هیچ نماند
۱۲
که از این پرده که گفتی به درافتد رازم
۱۳
کس ننالید در این عهد چو من در غم دوست
۱۴
که به آفاق نظر می‌رود از شیرازم
۱۵
چند گفتند که سعدی نفسی باز خود آی
۱۶
گفتم از دوست نشاید که به خود پردازم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.